تــــــــــــــــــــــــــــــــاریخ چیـــــــــــــــــــــــــــــــست؟

دسته : (دسته‌بندی‌نشده, عمومی) توسط sadeed در 16-08-2016

تاریخ:

از دیدگاه واژه تاریخ به واژه ‌ای اطلاق می‌شود که شامل اطلاعاتی راجع به گذشته جهان و انسان است. زمانیکه تاریخ به عنوان یک زمینه و رشته تحصیل و بررسی مطرح می‌شود به معنای تاریخ بشری است که گذشته ثبت شده جوامع بشری را مورد بحث و تحقیق قرار می دهد. مورخین ویا تاریخنگاران از منابع گوناگونی همچون گذشته ها و پیشینه‌های نوشتاری ویا چاپی؛ مصاحبه (تاریخ شفاهی) و باستان شناسی برای تعریف و توصیف رخداد ها، پدیده ها و واقعات تاریخی بهره میگیرند. مطالعه تاریخ رسم و رسوم و شیوه ویژه و مخصوص خود را دارد. تاریخ شناسی ویا تاریخ ( ما قبل تاریخ)به رویداد هایی که پیش از نگارشهای انسانها رخ داده اند گفته می‌شود.
در اینجا کوشش به عمل آمده است که در مورد تاریخ گذشته های دور کشور بصورت مختصر و درحد معلوماتی پرداخته شده ولی در مورد تاریخ دو قرن اخیرکشورمخصوصا قرن بیستم بصورت تفصیلی و تحلیلی با نظر داشت رخداد ها ، حوادث ، پدیده ها و واقعات داخلی و منطقوی و جهانی پرداخته شود و تاریخ کشوربا تاریخ حوادث و رخداد های سیاسی و عمل کردهای ابهر قدرت ها درمنطقه و جهان مورد تجزیه و تحلیل سیاسی قرار گیرد.
7651

آیا تاریخ واقعی وجود دارد؟

پاسخ این پرسش نزد من همیشه نه بوده است. زیرا در عرصه جهانی سه گونه تاریخ نگاری وجود داشته است. یکی تاریخی که به امر امرا ، پادشاهان و امپراتورها نوشته شده اند که اینگونه تواریخ چیزی جز تعریف و توصیف آن شخص و خانواده اش نه بوده است. دوم تاریخی که توسط موریخین بی طرف و آزاد نگاریش یافته است که البته اینگونه تواریخ شامل درج رخداد ها ، واقعات و حوادث در مقطع های زمانی می باشد نه درج صد در صد حقایق بر محور زمانی و از طرف دیگر این یک امر واضح است که مورخین هم انسان بوده و دارای دیدگاه ، تفکر، اندیشه ، ذهنیت ، عقیده ، تعلق ، طرز دید و جهان بینی ویژه و مخصوص بخود می باشند و زمانیکه به نگارش می پردازند با وصف رعایت بیطرفی و کوشش در عدل و انصاف باز هم خواهی نخواهی دیدگاه های شخصی و ذهنیتگرائی های ایشان درنوشتار های ایشان تجلی یافته و منعکس می شوند که متاسفانه بعضاء به کتمان حقایق منتج شده ویا گاهی هم قضاوت های نادرست، تصرف و تداخل صورت گرفته که دیدگاه خود مورخ را انعکاس میدهد. بطور مثال زمانیکه یک مورخ انگلیسی و شوروی سابق واقعات و رخداد های تهاجم انگلیس و شوروی سابق ( روس های کمونست ) را در کشور ما مینگارند همیشه کوشش آنها این بوده است که حقانیت هجوم انگلیسها و روسها را در کشورما به یک نوعی نه بیک نوعی موجه بسازند در حالیکه از نظر ما این یک تجاوز صریح و هجوم اشغالگرانه ، نابرابر، غیرمنطقی وجنگ تحمیلی بالای کشور و مردم ما بوده و است.
سوم مورخین که بصورت علمی مصروف کشف و نگارش تاریخ بشری بوده وهمیشه در راستا منشا و مبدا ظهور، طرززندگی ، تکامل و انکشاف بشری و انسانی نگارش های ایشان متمرکزبوده است که درینگونه تاریخ نگاری ذهنیت گرائی کمترتجلی یافته واما ممکن است که بصورت غیرعمدی سوتعبیرها و اشتباهاتی صورت بگیرد. مورخین و تاریخ نگاران که در نوشتن تاریخ گذشته های دور بشری مصروف اند ، همیشه روی کشفیات ، شواهد تاریخی ، کتیبه های تاریخی و همچنان حدس و گمان متکی بوده اند که البته کوشش نهائی آنها در این بوده است که حقایق پدیده ها ، رخداد ها ، واقعات و رویداد های بشری و جهانی را کشف بدارند واین دسته مورخین زیادتر متوجه کشف حقایق زندگانی انسانی و پیدایش انسان، راه و روش زندگی آنها، حوادث و واقعات پیرامون آنها پرداخته اند. بناء میتوان نگارش آنها را قابل قبول و پذیرش دانست
تواریخ که در مورد ملل جهان توسط اتباع کشور های دیگر نوشته شده است هرگز نمی تواند قرین به حقیقت باشند. زیرا خیلی ها دیده شده است که اینگونه تواریخ تاریخ اصلی و خقیقی آنکشور و ملت را مسخ کرده است در حقیقت اکثراء سعی و تلاش اینگونه مورخین در دیگر گونه جلوه دادن حقایق به نفع کشور ویا هم ملت خود ایشان بوده است. از اینجاست که شهامت و غیرت یک ملت جهالت و نادانی و وحشت، قهرمانی و از خودگذری آنها به بزدلی و فریب، صداقت و رستگاری آنها خیانت و دروغ خوانده شده است. مثلا در تواریخ که انگلیس ها در مورد کشور ما افغانستان نوشته اند وزیر محمد اکبر خان را شخص دروغگو و فریب کار خوانده اند در حالیکه همه ملت افغان میداند که وزیر اکبر خان کی بود. ویا در مورد شخصیت های تاریخی کشور هند و ایران و ملل دیگرهم چنین قضاوت های مغرضانه و عاری از حقیقت دارند. حتی آنها در نوشتن تاریخ کشور خویش نیز از مبالغه و کتمان حقیقت کار گرفته اند

ضرورت به مطالعه تاریخ چیست؟

ما تاریخ را مطالعه مینمایم تا از گذشته های ملت و کشور خویش وهمچنان جایگاه ما در بین ملل و کشور های منطقه و پیرامون ما آگاهی حاصل نمایم واز جانب دیگر به شجاعت و شهامت ، غیرت و حب وطن و کارنامه های پرافتخار ملت و کشورخویش افتخار و مباهات نمایم و ازکارنامه های متبارزشخصیت های بزرگ تاریخی کشورمان و همچنان از اتفاقات، حوادث و واقعات خوب و مثبت درکشور به آموزیم و از اتفاقات، حوادث و پدیده های منفی و مخرب که اتفاق افتاده است انتباه بگیریم تا دوباره تکرارنه شود.ولی متاسفانه در کشورما شخصیت های دست اندرکار سیاسی ما و هم سیاستمدارهای منطفوی و جهانی، تاریخ پر افتخار ملت غیور افغان را نادیده گرفته و باعث می شوند که حوادث و پدیده های گذشته و تاریخی بارباردر کشورعزیزما تکرار شود و ملت غیور و شهید پرور ما با تلفات و صدمات بی حد و حصربه دفاع از ناموس مادر وطن به پردازند و متجاوزین و عمال وطن فروش وخائین ایشان را شکست داده و به ذباله دان تاریخ بسپارند
واما تاریخ ، حوادث و رویداد های سیاسی هیچ کشوری را نمیتوان جدا و مجزا از تاریخ کشور های همسایه، کشورهای منطقه وهمچنان تاریخ ، جریانات و رویداد های سیاسی جهان مورد مطالعه قرار داد چرا کشمکش ها ، رقابت ها و جهان کشائی های دول بزرک وامپراتوری های استعماری جهان در آزمانه و سیر تاریخ باعث از بین رفتن استقلال و خود ارادیت تقریبا نود درصد کشورهای جهان و باعث جنگ های متعدد و درازمدت گردیده که بدبختی های خیلی فراوانی برای بشریت آورده است.

جایگاه زن در اسلام و مقایسه پایگاه زن افغان

دسته : (دسته‌بندی‌نشده) توسط sadeed در 16-08-2016

?
نویسنده: حسیب الله سدید
اینکه فلسفه روز جهانی زن چیست و این روز برای کیست نمی خواهم به آن مسئله بپردازم، من می خواهم به مسئلهء اشاره کنم که عده ای به اصطلاح “روشن فکران” از طریق رسانه ها با انعکاس دادن بعضی از رسوم ناپسند جامعهء ما، می خواهند آنرا به فرهنگ اسلامی نسبت داده و ارزش های اخلاقی اسلام را زیر سوال قرار دهند.
اینکه اسلام چه جایگاه را به زن قائل شده است فکر می کنم همین حدیث کفایت می کند که رحمة الاالعاالمین داخل شدن به جنت را مشروط به بدست آوردن رضایت مادر دانسته است. اینکه تعامل و برخورد ما با مادر،همسر و خواهر چگونه است در قدم نخست بر می گردد به سطح علم ودانش و چگونگی فهم دینی ما، و در قدم دوم اینکه ما تا چه حد به فهم دینی و علم و دانش خود عمل می کنیم.
ما در جامعه خود رسوم و عنعناتی داریم که نمی توانیم آنرا توجیه اسلامی نماییم و یا از منابع اسلامی به آن دلیل بیاوریم، به طور مثال:
در جامعه ما هنگامیکه در یک مسئله اسم مادر و یا خواهر ما ضرورت شود از گرفتن نام آنها خجالت می کشیم و حتی بعضاً آنرا گناه می پنداریم، در حالیکه شجاعت و استقامت زنان مسلمان با نام های زیبایشان در تاریخ اسلام با خط زرین نگاشته شده است.
در بعضی از نقاط کشور عده ای از مردم کاملاً مخالف تحصیل زنان اند و آموزش زنان را حتی به خود ننگ و عار می دانند، ولی اگر کتاب احادیث نبوی را باز کنیم به صدها حدیثی برمی خوریم که راوی آن حضرت عایشه (رض) است، مگر روایت حدیث و یا مفسر بودن بدون علم ودانش ممکن است؟
همچنین در بعضی نقاط افغانستان تصمیم عاروسی دختر بدست پدر فامیل است، حتی اگر دختر با شخص مورد قبول پدر برای عاروسی قطعاً راضی نباشد، در حالیکه رضایت دختر در مسئله عاروسی شرط اساسی ازدواج پنداشته می شود.
و صدها رسوم دیگر…………
بنابرین نیاز است تا جایگاه و مقام زن را در دین جستجو نموده و حقوقی را که اسلام برای زن در تمام امورات زندگی اش تعیین نموده است به آن احترام قائل شویم.
امروز در غرب چرا آمار زنانی که همه روزه به اسلام می گروند نسبت به مردان بیشتر است؟، چون آنها درک نموده اند که در غرب از زن صرف به حیث وسیله برای رفع شهوت و یا رسیدن به منافع دنیوی صورت می گیرد، همان قسمیکه تصویر برهنه زن را در شامپو وسابون جهت بازاریابی، می توان مشاهده نمود.!
زنانی که امروز در کشورهای اروپایی و‌ آمریکایی به اسلام می گروند از این باخبر اند که اسلام بهترین جایگاه را به زن قائل شده است، و این مژده را شنیده اند که بهشت زیر پای مادر است.
شکی نیست که فرهنگ و رسوم ملت ما به ارزش های والای اسلامی سخت گره خورده است، اما نیاز است تا برای فهم درست از دین و حفظ تعادل خردمندانه، دور از افراط و تفریط، پیوند ملت خود را با این ارزش ها مستحکم تر ساخته، نگذاریم دشمنان کشور زیر عناوین مختلف با تیر زهر آگین خود ملت مظلوم و رنجدیده مارا نشانه گیرند.

سدید- قونیه ترکیه 8 مارچ 2014

تنگ نظری + جهالت = تعصب

دسته : (دسته‌بندی‌نشده) توسط sadeed در 16-08-2016

تنگ نظری + جهالت = تعصب

قرن 20 خونین ترین قرن در تاریخ بشریت!

دسته : (دسته‌بندی‌نشده) توسط sadeed در 16-08-2016

قرن بیستم خونبارترین قرن برای بشریت!
کشتار بیش از 80 ملیون انسان در این قرن
عامل اصلی کیست؟
دلیل در چیست؟
چرا جنایت در حق بشریت؟
IMG-20160429-WA0014
از ابتدای خلقت انسان تا امروز بشریت هیچ قرن یا سده ای را در تاریخ سیاسی خود سراغ ندارد که در حق شان آخرین درجه جنایات و دهشت گری صورت گرفته باشد؛ مگر در قرن بیستم!
قرن بیستم خطرناکترین و دوامدارترین جنگ ها و نبردها را در تاریخ سیاسی خود به ثبت رسانیده است؛ جنگ های که عوامل اصلی آن جز قدرت طلبی، وسعت طلبی و تجاوز به حق دیگران چیزی دیگری نبوده است.
بزرگترین جنگ ها در این قرن کدام ها اند؟
– جنگ جهانی اول که اولین جنگ پرتلفات در این قرن محسوب می شود جان بیش از (15) ملیون انسان را گرفت.
– جنگ دوم جهانی که بزرگترین جنگ درین قرن پنداشته می شود‌ بیش از (50) ملیون انسان را مدفون خاک ساخت.
– جنگ در ویتنام که جز رقابت بین دو ابر قدرت وقت (آمریکا و شوروی) چیزی دیگری نبود حدود (5) ملیون انسان را به کام مرگ برد.
– بوسنی، عراق و افغانستان هم در جمع کشورهای قرار دارد که درین قرن تلفات بزرگی انسانی را در جنگ ها طولانی خود داشته اند، که ارقام پائین تری را دارند.
بلی این همه جنگ ها و نبردهای بود ظاهراً برای از بین بردن دیکتاتوری، فاشیستی و اصطلاح جدید‌ (تروریستی) برپا شد، ولی به این همه جنایات که بشریت قبلاً آنرا به خود ندیده بود چه نام می توان گذاشت؟؟؟
اشخاصی که در برپایی و ادامه آتش این جنگ ها نقش اساسی را داشتند، همانند‌ (استالین، هتلر، مائو، موسولینی، فرانکو و……) چه لقبی را می توان به آنها داد.؟؟؟
بلی باید حقیقت را پذیرفت، قرن بیستم نخستین قرنی بود که اداره سیاسی جهان بدست غرب افتاد، همان اروپا و آمریکای که ادعای حقوق انسان و حقوق بشر می کنند، در اوراق تاریخ سیاسی خود از 60 سال قبل به این طرف همچون حوادث و وقایع خونین را درج نموده اند.!
امروز تمام جنگ های که در جهان خصوصا جهان اسلام دوام دارد، صرف بخاطر تآمین منافع قدرت های بزرگ و رقابت سیاسی میان غول های منطقه ایست، و این ملت هاست که در آتش رقابت دولت ها می سوزند، برای نجات از این فاجعه بشری که امروز در محور کشورهای اسلامی می چرخد و روزانه جان صدها انسان را می گیرد؛ نیاز است ملت های مسلمان با درک وافعی [انما المومنون اخوه] دست همدیگر گیرند و بشریت را از این منجلاب بدبختی نجات دهند.

حسیب الله سدید – قونیه- ترکیه

از رهزنی تا تشکیل دولت

دسته : (دسته‌بندی‌نشده) توسط sadeed در 16-08-2016

او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشكیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند.
Saffarid_soldier
در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و كار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟! بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم كه تا آخر عمر برایمان بس باشد.

البته دسترسى به خزانه سلطان هم كار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممكن را بررسى كردند، این كار مدتى فكر و ذكر آنها را مشغول كرده بود، تا سرانجام بهترین راه ممكن را پیدا كردند و خود را به خزانه رسانیدند.

خزانه مملو از پول و جواهرات قیمتى و … بود. آنها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلاجات و عتیقه جات در كوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در این هنگام چشم سر كرده باند به شى ء درخشنده و سفیدى افتاد، گمان كرد گوهر شب چراغ است، نزدیكش رفت آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمك است!

بسیار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پیشانى زد بطورى كه رفقایش متوجه او شدند و خیال كردند اتفاقى پیش آمد یا نگهبانان خزانه با خبر شدند. خیلى زود خودشان را به او رسانیدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟ او كه آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پیدا بود گفت : افسوس كه تمام زحمتهاى چندین روزه ما به هدر رفت و ما نمك گیر سلطان شدیم، من ندانسته نمكش را چشیدم، دیگر نمى شود مال و دارایى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است كه ما نمك كسى را بخوریم و نمكدان او را هم بشكنیم و …

آنها در آن دل سكوت سهمگین شب، بدون این كه كسى بویى ببرد دست خالى به خانه هاشان باز گشتند. صبح كه شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد تازه متوجه شدند كه شب خبرهایى بوده است، سراسیمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانیدند، دیدند سر جایشان نیستند، اما در آنجا بسته هایى به چشم مى خورد، آنها را كه باز كردند دیدند جواهرات در میان بسته ها مى باشد، بررسى دقیق كه كردند دیدند كه دزد خزانه را نبرده است و گرنه خدا مى داند سلطان با ما چه مى كرد و …

بالاخره خبر به گوش سلطان رسید و خود او آمد و از نزدیك صحنه را مشاهده كرد، آنقدر این كار برایش عجیب و شگفت آور بود كه انگشتش را به دندان گرفته و با خود مى گفت : عجب ! این چگونه دزدى است ؟ براى دزدى آمده و با آنكه مى توانسته همه چیز را ببرد ولى چیزى نبرده است ؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟… ولى هر قسمیکه شده باید ریشه یابى كنم و قضیه را بدانم….

در همان روز اعلام كرد: هر كس شب گذشته به خزانه آمده در امان است او مى تواند نزد من بیاید، من بسیار مایلم از نزدیك او را ببینم و بشناسم.

این اعلامیه سلطان به گوش سركرده دزدها رسید، دوستانش را جمع كرد و به آنها گفت : سلطان به ما امان داده است، برویم پیش او تا ببینیم چه مى گوید. آنها نزد سلطان آمده و خود را معرفى كردند، سلطان كه باور نمى كرد دوباره با تعجب پرسید: این كار تو بوده ؟ گفت بلی.

سلطان پرسید: چرا آمدى دزدى و با این كه مى توانستى همه چیز را ببرى ولى چیزى را نبردى؟
گفت : چون نمك شما را چشیدم و نمك گیر شدم و بعد جریان را مفصل براى سلطان گفت …

سلطان به قدرى عاشق و شیفته كرم و بزرگوارى او شد كه گفت : حیف است جاى انسان نمك شناسى مثل تو، جاى دیگرى باشد، تو باید در دستگاه حكومت من كار مهمى را بر عهده بگیرى، و حكم خزانه دارى را براى او صادر كرد.

بلی او یعقوب لیث صفاری بود و پس از چند سالى حكمرانى در مسند خود سلسله صفاریان را تاسیس نمود.

سلام دنیا!

دسته : (عمومی) توسط sadeed در 16-08-2016

به بلاگ.اِی اف خوش آمدید. این اولین نوشته شما است که میتوانید ویرایش و یا پاکش کنید، و وبلاگ نویسی را شروع کنید.